به گزارش تحلیل ایران؛ تصور کنید تازهترین مدل یک سدان مونتاژی احتمالا چینی، با چراغهای الایدی چشمکزن و نمایشگر لمسی ۱۵ اینچی را با اقساط ۵ ساله خریدهاید.
پرداخت ماهانه آن از اجاره خانه شما بیشتر است، فروشنده قول «خدمات VIP» داده و همسایهها به خاطر سانروف پانورامیک به شما غبطه میخورند اما شش ماه بعد، وقتی به یک گلگیر ساده پس از تصادف نیاز دارید، باید سفری بدون بازگشت به جهنمِ قطعات یدکی
داشته باشید.
توهم CKD؛ یا هنرِ فروختن «لِگو» به جای خودروقاسم رمضانی، تحلیلگر صنعت خودرو، میگوید: «مونتاژی فروشها به ما ماشین نمیفروشند؛ جعبههای حاوی قطعات را میفروشند.
ما هم آن را مثل لگو سرهم میکنیم و اسمش را مونتاژ میگذاریم.»
بر اساس گزارشهای میدانی قراردادهای فعلی شبیه معاملهای است که در آن شریک مونتاژفروش، یک خودروی ارزان را به شما میفروشد، اما قطعات یدکی آن را با قیمتی بالاتر از خودروهای مرسدس عرضه میکند.آمار رسمی نشان میدهد
۸۷ درصد قطعات خودروهای مونتاژی مستقیماً از چین وارد میشود. حتی باتری و رینگهایی که به اسم «داخلیسازی ۳۰ درصدی» تبلیغ میشوند، در واقع وارداتِ بستهبندیشده در کارتنهای «ساخت ایران» هستند.
رمضانی این را «کلاه گذاشتن بر سر قانون» مینامد و میگوید که «ما فکر میکنیم داریم صنعت میسازیم، اما در واقع داریم انباردار کشورهای دیگر میشویم.»اقتصادِ «کارتل قطعات»؛ سود ۳۰۰ درصدی، نظارت صفر درصدیدر
خیابان اکباتان تهران، تعمیرگاهی که روزی تنها مخصوص خودروهای ژاپنی بود، حالا پر است از کرایههای چینی زمینگیرشده. مالک آن، صادق صفایی، میگوید: «تعمیر یک توربو شارژ مونتاژی ۴۰ میلیون تومان آب میخورد. همین قطعه در آلمان با نصف این قیمت پیدا میشود. اما اینجا،
واردکنندگان مثل قاچاقچیان مواد مخدر عمل میکنند: کمبود مصنوعی ایجاد میکنند، قیمت را به آسمان میکشند.»
دادهها نشان میدهد سود واردات قطعات خودروهای مونتاژی به ۳۰۰ درصد میرسد؛ رقمی که حتی در بازار طلای تهران نیز بیسابقه است.نعل وارونه در صنعت خودروی ایرانچین در دهه ۱۹۹۰ به
خودروسازان خارجی گفت: «میخواهید در بازار ما فروش داشته باشید؟ باید فناوری را به ما منتقل کنید.» امروز، چین بزرگترین صادرکننده خودروی جهان است. اما در ایران، داستان وارونه است: خودروهای وارداتی فناوری نمیآورند، قطعهسازان داخلی را نابود میکنند، و در مقابل،
خودروهایشان را با تبلیغاتِ «لوکسِ ارزان» به خیابانها میفرستند.رمضانی توضیح میدهد: «ایرانیها فریبِ «آپشنِ زیاد با قیمت کم» را میخورند. اما نمیدانند این خودروها مثل یک آیفون تقلبی هستند: ظاهر جذاب، هسته بیارزش. وقتی قطعهای میسوزد،
باید کل سیستم را عوض کنید.»سکوت وزارت صمت؛ یا هنرِ تماشا کردن غرقشدگاندر حالی که تعمیرکاران و مصرفکنندگان فریاد میزنند، وزارت صنعت، معدن و تجارت ترجیح میدهد به جای حل مشکل، بر افزایش تولید
خودروهای جدید تمرکز کند. نتیجه؟ ایران امروز به جای «خودروسازی»، در مسیر «سرهمبندی» است. صنعتی که به جای نوآوری، مونتاژ میکند؛ به جای توسعه، واردات میخرد؛ و به جای حمایت از مصرفکننده، او را قربانی سود شرکتهای زنجیرهای میکند.پایانِ
تلخ: آیندهای که میسوزدمردی به نام امیر، که ۸ ماه پیش یک خودروی مونتاژی خریده، اکنون در پیادهرویی مقابل نمایندگی نشسته و میگوید: «میدانید چقدر طول کشید تا یک سنسور پارک برای ماشینم پیدا کنم؟ ۳ ماه. قیمتش؟ معادل حقوق یک ماه
من.»
آیا کسی هست که پیش از زمینگیر شدن آخرین قطعهساز داخلی، این زنگ خطر را بشنود؟ یا همچنان منتظریم تا خیابانهایمان پر شود از خودروهای مونتاژی زنگزده، با رانندگانی که آرزو میکنند کاش هیچوقت قسط اول را پرداخت نمیکردند؟