به گزارش تحلیل ایران، روزنامه اتریشی «دی پرسه» در مطلبی نوشت: از زمان جنگ سرد، تسلیحات هستهای آمریکا پایه و اساس بازدارندگی اروپا را تشکیل داده است؛ اما به نظر میرسد که ایالات متحده آمریکا دیگر شریک قابل اعتمادی نیست.
در این گزارش آمده است: یک زیردریایی کلاس ونگارد بریتانیایی چندین دهه است که همیشه و در کل شبانهروز در اقیانوسهای جهان غواصی میکند و مکان دقیق آن مخفی است. در این غول فولادی 150 متری، موشکهای اتمی Trident II با برد 11300 کیلومتر و نامه دستنویس نخستوزیر
بریتانیا قرار دارند. این نامه حاوی آخرین راه حل و دستوراتی است که در صورت نابودی دولت لندن توسط یک حمله هستهای چه باید کرد. پیام نامه روشن است: انگلیسیها می توانند در صورت وقوع حمله هستهای حمله کنند.
مسئله بازدارندگی هستهای بریتانیا و فرانسه، دو قدرت هستهای اروپایی، در حال حاضر این روزها در مرکز بحثهایی قرار دارد که بسیاری امیدوار بودند هرگز مجبور به انجام آن نشوند. این بحثها تحت عنوان «بمب اتمی اروپا» شکل گرفته و حول این سؤال میچرخد که اگر آمریکاییها
سپر هستهای خود را بر فراز این قاره فرو بریزند، اروپاییها چه خواهند کرد؟ آیا انگلیسیها و فرانسویها میتوانند وارد عمل شوند؟ یا آن وقت به بمب اروپایی و یا آلمانی نیاز است؟
البته دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا هنوز علناً بیمه اتکایی هستهای این اتحادیه را زیر سؤال نبرده است. اما وی این روزها با دوستان مانند دشمن و با دشمنان مانند دوستان رفتار میکند. رابطه او با اتحادها اساساً دشوار است.
«فریدریش مرتس» پیروز انتخابات آلمان و صدر اعظم احتمالی آینده این کشور در این باره میگوید: ما باید خود را برای این واقعیت آماده کنیم که «دونالد ترامپ» دیگر به طور کامل به وعده کمک پیمان ناتو احترام نخواهد گذاشت. این جمله حیرتانگیزی است که از دهان صدراعظم
احتمالی بعدی آلمان میآید. اگر حق با او باشد، این مسئله همه چیز را تغییر میدهد.
از زمان جنگ سرد، اروپا به عنوان آخرین راه حل به سلاحهای هستهای آمریکا متکی بوده است. بمبهای هستهای ایالات متحده در پایگاه هوایی نیروی هوایی آلمان در بوشل ذخیره میشوند و جنگندههای آلمانی در مواقع اضطراری میتوانند به سمت هدف خود پرواز میکنند.
رئیس جمهور آمریکا کد انتشار این بمبها را در اختیار دارد. توافقات مشابهی بین آمریکا با بلژیک، ایتالیا، هلند و ترکیه هم وجود دارد. تعداد دقیق بمبهای B-61 آمریکا در اروپا مخفی نگه داشته میشود. تخمین زده میشود که بین 100 تا 150 سلاح هستهای تاکتیکی در این
منطقه وجود داشته باشد.
همراه با زرادخانه راهبردی آمریکا، این اشتراک هستهای «بازدارندگی گسترده» را تشکیل میدهد. این مفهوم به این معنی است که ایالات متحده چتر هستهای خود را بر روی کشورهای غیرهستهای گسترش میدهد تا از دستیابی آنها به چتر هستهای مستقل جلوگیری کند. به زعم ایالات
متحده آمریکا، حفاظت هستهای آمریکاییها همیشه ابزاری برای عدم اشاعه سلاحهای هستهای بوده است. حالا اگر دیگر اروپا نتواند به آمریکا اعتماد کند این میتواند یک مسابقه تسلیحات هستهای را نه تنها در اروپا ایجاد کند.
«کارل هاینز کمپ» از کارشناسان شورای روابط خارجی آلمان اذعان میکند که بازدارندگی اروپا در نتیجه سیاستهای دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا به طرز چشمگیری آسیب دیده است. اما هنوز ناپدید نشده است.
آنچه مسلم است تضمینهای امنیت هستهای آمریکا با بازگشت ترامپ ارزش خود را از دست داده است. در اینجا این پرسش در اروپا مطرح است که آیا ترامپ مثلاً برای نجات تالین یا ویلنیوس خطر جنگ هستهای را به جان میخرد؟ کمپ در این باره میگوید: در طول جنگ سرد هم البته
ما اروپاییها همیشه از خود میپرسیدیم: آیا ایالات متحده واقعاً آماده است تا سانفرانسیسکو را برای نجات ورشو یا برلین به خطر بیندازد؟ من آن را نمیدانم و راستش نمیخواهم بفهمم.
اکنون همه نگاهها به پاریس معطوف شده است. با توجه به شکاف ایجاد شده بین دو سوی آتلانتیک «امانوئل مکرون» رئیس جمهور فرانسه، مناظرهای را در مورد اینکه چگونه بمبهای هستهای فرانسه میتواند از شرکای اروپایی خود نیز محافظت کند، اعلام کرده است. کمپ میگوید:
این یک «نقطه عطف کوچک» است. با این حال، این بحث کاملاً جدید نیست. ماکرون در سالهای 2024 و 2020 و قبل از او نیکلا سارکوزی و شارل دوگل هم اظهارات مشابهی را بیان کردند.
در این میان، منظور ماکرون از پیشنهاد «گفتگوی استراتژیک» در مورد سلاحهای هستهای کاملاً روشن نیست و این ممکن است عمدی باشد. در تاریکی نگه داشتن دشمن در مورد نیات خود همیشه بخشی از استراتژی فرانسه بوده است.
به هر حال طرح یک چتر محافظ بریتانیایی ـ فرانسوی بر فراز اروپا انبوهی از سؤالات فنی را ایجاد میکند. زرادخانههای این دو کشور کوچک هستند (کمی بیش از 500 بمب با هم) و بنابراین برای چند حمله تلافیجویانه بزرگ طراحی شدهاند؛ نه تشدید تدریجی تنش با ایالات متحده
آمریکا. زرادخانه بریتانیا نیز از نظر تنوع محدود است (فقط سلاحهای مبتنی بر دریا) و در نهایت مستعد خطا هستند. در این میان به خصوص انگلیسیها از نظر فنی به آمریکا وابسته هستند. اگر واشنگتن رابطه ویژه خود در این زمینه را قطع کند، لندن دچار کمبودهای شدیدی خواهد
شد.