به گزاارش تحلیل ایران ایام خرید در شب عید به پایان رسید و بازار دوباره به حالت عادی بازگشت، اما در این میان، برخی از کسبه بازار در تلاش بودند تا مرام کاسبی را رعایت کنند و اصول اخلاقی را در کار خود به کار ببرند. حالا که به سال جدید وارد شدهایم، سؤال اینجاست
که در این سال نو چگونه میتوانیم کسب و کارمان را رنگ الهی بزنیم و رزق و روزیمان را افزایش دهیم؟
برای بررسی دقیقتر و یافتن راهکارهای عملی در این زمینه، تصمیم گرفتیم که با حجتالاسلام مصطفی راستگو، نویسنده کتاب «مرام کاسبی» گفتوگویی داشته باشیم. او باتوجهبه سالها تجربه و تحقیقات در حوزه اخلاق در کسبوکار به ما میگوید چگونه میتوانیم کسبوکار خود
را با رعایت اصول اخلاقی نهتنها پایدار و موفق کنیم، بلکه رزقوروزی بیشتری به دست آوریم.
کسب و کار تنها به سود و درآمد ختم نمیشود
در دنیای امروز، بسیاری از افراد در پی موفقیتهای سریع و بهدستآوردن درآمدهای بالا هستند، اما گاهی اوقات این تلاشها بدون توجه به اصول اخلاقی انجام میشود. این مسئله میتواند نهتنها آسیب به فرد و جامعه بزند، بلکه در بلندمدت به شکست نیز منتهی میشود. هدف
من این بود که نشان دهم کسبوکار تنها به سود و درآمد ختم نمیشود. در واقع، اخلاق در تجارت میتواند یک موفقیت پایدار و انسانساز به همراه داشته باشد.
«اخلاق» میتواند به عنوان یک راهنما عمل کند
یکی از بزرگترین چالشها در دنیای کسبوکار، فشار برای رسیدن به سود بیشتر است. در این شرایط، گاهی اوقات ممکن است افراد بهراحتی بهسوی فریبکاری، تقلب یا نادیدهگرفتن حقوق دیگران کشیده شوند. به طور مثال، در مذاکرات تجاری، ممکن است برخی از افراد از ضعف طرف
مقابل استفاده کرده و به دنبال دستکاری قراردادها یا به تأخیرانداختن پرداختها باشند. در این زمان است که اخلاق میتواند بهعنوان یک راهنما عمل کند و به افراد یادآوری کند که هر چند فشار اقتصادی وجود دارد، اما نمیتوان اصول انسانی را فدای منافع شخصی کرد.
به طور مثال فردی که با شرایط بحرانی اقتصادی مواجه بود، اما تصمیم گرفت که در معاملهای که با طرف مقابل داشت، از شفافیت و صداقت استفاده کند. این انتخاب نهتنها باعث شد او در درازمدت اعتماد بیشتری از مشتریان و شرکای تجاری خود به دست آورد، بلکه موجب موفقیت بیشتر
کسبوکارش شد؛ بنابراین رعایت اخلاق نهتنها به نفع فرد است بلکه باعث پایدار شدن کسبوکار و حفظ اعتماد جامعه میشود.
چگونه تجارت اخلاقی و پایدار داشته باشیم؟
موفقیت در کسبوکار تنها به معنای دستیافتن به سود مالی نیست. یک تجارت اخلاقی باید ویژگیهایی مانند صداقت، انصاف، عدالت، و مسئولیتپذیری را در خود جای دهد. در واقع موفقیت واقعی در کسبوکار زمانی حاصل میشود که همه این اصول بهصورت همزمان رعایت شوند. اصولی
که میتواند موفقیت مالی و رشد اخلاقی کسبوکار شما را تضمین کند.
۱ ـ صداقت: مهمترین اصل در هر کسبوکار است. باید همیشه با مشتریان، شرکای تجاری، و حتی کارکنان صادق باشیم. هیچگاه نباید برای رسیدن به اهداف تجاری، از شفافیت یا صداقت خود فاصله بگیریم.
۲ ـ عدالت و انصاف: در تمامی مراحل کسبوکار باید به حقوق دیگران احترام بگذاریم و در تصمیمگیریها و فرایندهای تجاری، انصاف را رعایت کنیم.
به طور مثال کاسبی در مشهد، محضر آیتالله سید محمدهادی میلانی رسید و گفت: الان مشتری برای اجناسی که من میفروشم زیاد است و میتوانم بیش از قیمت معمول بازار بفروشم حکم این کار من چیست؟ آیتالله میلانی فرمود: این کار بیانصافی است. مغازهدار شادمان از این پاسخ
و اینکه آقا نفرمود: حرام است، کفشهایش را زیر بغل گذاشت و دست بر سینه عقب عقب خارج میشد که آقا با دست اشاره کرد به او که برگرد. وقتی برگشت آیتالله میلانی که متوجه شده بود کاسب منظور ایشان را درک نکرده است، فرمود: شما داستان کربلا را شنیدهای ؟! گفت: بله
آقا! آیتالله میلانی فرمود: آنهایی که کربلا بودند و به امام حسین(ع) آب ندادند بیانصاف بودند. گاهی برخی از افراد با خوشخیالی و تسامح به مسئله نگاه میکنند و گمان میکنند چون بیانصافی حرام نیست، پس هیچ اشکال دیگری هم ندارد و حالآنکه بیانصافی مرام انسانهای
شریف نیست
۳ ـ مسئولیتپذیری: باید در قبال رفتارهای خود و تأثیراتی که بر جامعه و محیطزیست داریم، مسئول باشیم. این مسئولیتپذیری باید در تمامی سطوح کسبوکار از مدیران گرفته تا کارکنان رعایت شود.
۴ ـ احترام به مشتری: مهم است که در تمامی مراحل، نیازها و خواستههای مشتریان را در اولویت قرار دهیم و به آنها احترام بگذاریم.
در اینجا برای شما ماجرایی نقل کنم؛ مرحوم شیخ عبدالکریم حامد میفرمود: بعد از شیخ رجبعلی خیاط در مغازهای بهعنوان شاگرد مشغول خیاطی شدم، یک روز شخصی آمد و کتش را به استادم داد تا برایش تعمیر کند، استاد گفت: سه تومان میگیرم و تعمیر میکنم و آن شخص قبول کرد.
بعد از آن استادم کت را برای من انداخت و گفت: عبدالکریم این را برایش تعمیر کن. من نگاهی به آن کردم و گفتم: من این کت را تعمیر نمیکنم. گفت: چرا؟
گفتم: برای اینکه شما باید به او میگفتید اگر این سه تومان را به بازار ببرد. یک کت بهتر از این به او میدهند و این کت را هم میتواند سر کارش بپوشد. استادم گفت اینها به من مربوط نیست من کاسب هستم و مزدم را میگیرم. من گفتم ولی کاسب باید چشم مشتری باشد و صلاح
مشتری را به او بگوید؛ پس از آن کت را به او دادم و تعمیر نکردم.
بنابراین اصول اگر بهدرستی رعایت شوند، میتوانند به یک تجارت اخلاقی و پایدار منجر شوند که علاوه بر موفقیت مالی، رشد و توسعه فردی و اجتماعی را به دنبال داشته باشد.
چرا قدیم مساجد در بازار زیاد بود؟
یکی از نکات مثبت مرام کسبوکار در قدیم این بود که کسبه بازار خودشان را ملزم میکردند پای درس اساتید اخلاق بنشینند، این نشست و برخاست چه تأثیری در رونق بازار داشت؟
ـ در گذشته، بسیاری از بازارها در ایران فضایی برای حضور اساتید اخلاق و روحانیون بود که در مساجد نزدیک بازار به ترویج اصول اخلاقی در تجارت و کسبوکار میپرداختند. در واقع مساجد بازار، نهتنها محل عبادت و نماز بودند، بلکه بهعنوان مرکز آگاهیبخشی و هدایت اخلاقی
نیز عمل میکردند.
اساتید اخلاق در این مساجد همواره در حال تدریس اصول و آداب صحیح تجارت و کسبوکار بودند و به کسبه و بازاریان یادآوری میکردند در تجارت، تنها به سود مالی نباید فکر کرد، بلکه باید به اخلاق و انصاف نیز توجه داشت. بهعنوان مثال یکی از روحانیون در مسجد بازار مشهد
به کسبه توصیه میکرد که در هنگام خریدوفروش، با مشتری انصاف داشته باشند، زیرا او معتقد بود وقتی کسبه اصول اخلاقی را رعایت کنند، در بلندمدت نهتنها مشتریان بیشتری جذب خواهند کرد، بلکه خودشان نیز از نظر معنوی به رشد و کمال خواهند رسید.
یا در یکی از مساجد بازار تهران یکی از اساتید اخلاق به بازاریان توصیه میکرد در موارد خاص، حتی اگر مشتری پول بیشتری پرداخت میکرد، باید از دریافت آن خودداری کنند و آن مبلغ اضافی را به صاحب حق بازگردانند. میخواهم بگویم این نوع آموزشها باعث شد که کسبه نهتنها
از نظر مالی موفق شوند بلکه بهنوعی در برابر خداوند و جامعه احساس مسئولیت میکردند. این فرهنگ در گذشته آنقدر ریشهدار و تأثیرگذار بود که بسیاری از کسبه و بازاریان از اساتید اخلاق بهعنوان مشاوران معنوی خود در مسائل تجاری استفاده میکردند.
در واقع اساتید اخلاق نهتنها در نمازهای جماعت و سخنرانیهای روزانه حضور داشتند، بلکه در مواقع بحرانها یا اختلافات تجاری نیز به کسبه مشاوره میدادند و کمک میکردند که مسائل پیچیده به شکلی انسانی و بر اساس اصول اخلاقی حل شوند.
همچنین یکی از تأثیرات مهم این اساتید اخلاق، ایجاد حس اعتماد در میان کسبه و مشتریان بود. وقتی یک مشتری میدید که صاحب یک مغازه یا کسبوکار به اصول اخلاقی پایبند است، قطعاً از او خرید خواهد کرد و این اعتماد بهمرور زمان باعث میشد که کسبوکار فرد در بازار
رونق پیدا کند.
البته در بازارهای قدیم، رسم بود اگر عالمی به یک مغازهدار توصیهای میکرد، او آن را بدون چونوچرا قبول میکرد. یا اگر یک کاسب متوجه اشتباهش میشد، از مشتری حلالیت میطلبید. اما امروز این ارتباط کمرنگ شده است. پس اگر بتوانیم این ارتباط را دوباره برقرار کنیم،
بازارها فضایی منصفانهتر خواهند داشت.
برکت را فدای سود لحظهای نکنید
پس برای رونق کسبوکار در سال جدید چه فاکتورهایی برای کسبه بازار میتواند معجزه کند؟
ـ توصیهام این است که کاسبان برکت را فدای سود لحظهای نکنید. کاسبی که صداقت و انصاف را رعایت کند، شاید در لحظه سود کمتری کند، اما در درازمدت، اعتبار و مشتریان بیشتری خواهد داشت. تجارت بدون اخلاق، مثل ماشینی بدون ترمز است؛ شاید تند برود، اما در نهایت سقوط
خواهد کرد. اگر میخواهیم بازارهایمان بهتر شوند، باید مرام کاسبی را زنده کنیم؛ یعنی انصاف داشته باشیم، صداقت را رعایت کنیم و مشتری را نه فقط یک خریدار، بلکه یک انسان ببینیم.