به گزارش تحلیل ایران ، آخرین صفحه یادداشتهای روزانه شهید باقری به قلم شهید سردار رشید نوشته شد. ۹ بهمن ۶۱ غم فراق نزدیکترین رفیق، او را واداشت تا در دفترچه شهید این گونه شرححال بنویسد:
«صبح ساعت ۱۰ به شناسایی میرود (صاحب دفتر را میگویم، حسن باقری عزیز را) به منطقه فکه میرود و در یک سنگر دیدهبانی، چهار، پنجکیلومتری دشمن شروع میکنند به شناسایی...
ساعت ۱۲ ظهر است… صدای قاری قرآن به گوش میرسد… و گرم شناسایی هستند. حسن باقری، محمدباقری را صدا میزند و میگوید: برو بیرون از آن سرباز بپرس مختصات این جا چند است… و محمدباقری بیرون میرود و خدا انتخاب میکند… که کرده است. منتها در این لحظه، گل رسیده بود…
و آماده چیدن بود… و صفیر یک گلوله توپ نزدیک شد… و نزدیکتر… و درست در سنگر هدایت شد و منفجر شد…
حسن باقری، صاحب دفتر، موج شدید انفجار او را بیهوش کرد و ناله میکرد… یا حسین… یا مهدی… یا الله… دو و نیم ساعت بعد رفت پیش خدا و رستگار شد و راحت… و دفتر زندگیاش در ساعت سه و نیم بعدازظهر روز ۹ بهمن ۶۱ از این دنیای پر از بلا و فتنه و رنگ و ریا بسته شد.
خوش به حالش…
حسن باقری نیز به صف شهدا پیوست. او که مثل تمام موجودات دنیای فانی باید میرفت، رفت اما به بهترین شکل مرگ از دنیا رفت و عزت پیدا کرد و پا به آخرت گذاشت. درحالیکه بهترین رتبه و درجه و مقام را به خود اختصاص داد و بهترین نعمتها و برکات آخرت را نصیب خودش کرد…
تمام نعمتهایی که خداوند در آخرت در بهشت خودش به شهید وعده داده است…
شهادت عجب نعمت بزرگ و درجه والایی است، وقتی بناست که تمام آدمیان «مرگ» را بچشند.»